|
|
شعری پر معنا از حافظ شیرازی بشنو این نکته که خود را زغم ازاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی آخرالامرگل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که ژر از باده کنی گر از ان آدمیانی که بهشتت هوس است عیش با آدمی ای چند پریزاده کنی تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی اجرها باشدت ای خسروشیرین دهنان گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی کار خود گر به گرم باز گزاری حافظ ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی نوشته شده توسط : مهران | شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 | | لينک ثابت | موضوع: |
موشک دوانی و ثمر خوانی پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند چشمه سار طبع من دیگر نمی جوشد ولی جویبار اشگم آهنگ روانی میکند با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی میکند ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز چشم اختر همچنان چشمک پرانی میکند مرتع عشق و غزال من نماند آری ٬ ولی ماه شب با گله اختر شبانی میکند گر زمین دود هوا گردد ، همانا آسمان با همین نخوت که دارد آسمانی میکند میرسد دوری به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی میکند کام شیرینت حرام ای طوطی شکر شکن تا مگس در شکرستان کامرانی میکند روزگار موشک است آری سپاه اهرمن ور زمین و آسمان موشک دوانی میکند شهر بین کز خیل یاران هر چه میپرسی نشان با شماتت رو به کوی بی نشانی میکند آسمان هر دم سلامم میکند اما زمین با هنرمندان وداع جاودانی میکند بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران میرسد با من خزانی میکند دور اکبر خوانی ما طی شد اکنون یک دهن از اجل بشنو که با ما شمر خوانی میکند طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند آنچه پیری میکند با ما نهانی میکند از عصا دیگر کمان زه کردنم بیخود نبود آسمان چون خود قد تیرم کمانی میکند
شهریارا تا دلی از مهربانان نشکند ورنه قاضی در قضا نامهربانی میکند
نوشته شده توسط : مهران | چهارشنبه هشتم اسفند 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
آرش جون آق مدیر تولدت مبارک
نوشته شده توسط : مهران | سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
نوشته شده توسط : مهران | یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
یعنی چه ؟ ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی بازم از پای در انداخته ای یعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان و از میان تیغ به ما اخته ای یعنی چه هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه
نوشته شده توسط : مهران | یکشنبه سی ام دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
دریافت خلافی ماشین با sms این ترفند در خصوص دریافت خلافی خودرو از طریق SMS است. شما از طریق یک ارسال SMS ساده میتوانید مقدار جریمه ماشین و تعداد دفعات جریمه شدن پلاک خودرویی که مد نظرتان هست را دریافت کنید.
بدین منظور: نوشته شده توسط : مهران | پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
بازی جدید و جاوای بیلیارد بازی جدید و جاوای بیلیارد . این بازی یک بازی با گرافیک مناسب و بر روی گوشی هایی که جاوا رو پشتیبانی میکنند و رزولوشن تصویری آن ها 240x320 پیکسل میباشند سازگار است .
پسورد :www.persianmob.net
نوشته شده توسط : مهران | پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
ای وطن ای ریشه من ای وطن ای ریشۀ من دلم از تنهایی تو حتی یک نفس جدا نیست گله سر کن که می دونم گله هات یکی دو تا نیست ای وطن ای ریشۀ من ! عشق من اندیشۀ من ! گور من گهوارۀ من ! قلب پاره پارۀ من ! بگو از اونا که رفتند ، تو رو بی صدا شکستند بگو از اونا که موندند ، دلتو اینجا شکستند با همه عذاب دیروز دل به فردای تو بستند توی این روزای خوب هم می بینی که با تو هستند اما من نه اهل سودام ، نه به فکر ترک اینجام اهل تو از ریشه تو ، خاک تو خون تو رگهام ای وطن ای ریشۀ من ! عشق من اندیشۀ من ! گور من گهوارۀ من ! قلب پاره پارۀ من ! دلم از تنهایی تو حتی یک نفس جدا نیست گله سر کن که می دونم گله هات یکی دو تا نیست نوشته شده توسط : مهران | سه شنبه هجدهم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
یه شعر زیبا از چاوشی چاووشی بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند نوشته شده توسط : مهران | دوشنبه هفدهم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
دوازده پیام برای متولدین دوازده ماه سال برای فروردین:
که به جهان بیاموزد عشق "معصومیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "اعتماد" است. برای اردیبهشت: که به جهان بیاموزد عشق "صبر و تحمل" است واز جهان بیاموزد که عشق "بخشش وگذشت" است. برای خرداد: که به جهان بیاموزد عشق "آگاهی" است واز جهان بیاموزد که عشق "احساس" است. برای تیر: که به جهان بیاموزد عشق "فداکاری" است واز جهان بیاموزد که عشق "آزادی " است. برای مرداد: که به جهان بیاموزد عشق "شور و نشاط" است واز جهان بیاموزد که عشق "فروتنی" است. برای شهریور: که به جهان بیاموزد عشق "نیاز" است واز جهان بیاموزد که عشق "کمال" است. برای مهر: که به جهان بیاموزد عشق "زیبایی" است واز جهان بیاموزد که عشق "هماهنگی" است. برای آبان: که به جهان بیاموزد عشق "هیجان" است واز جهان بیاموزد که عشق "تسلیم شدن" است. برای آذر: که به جهان بیاموزد عشق "صمیمیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "وفاداری" است. برای دی: که به جهان بیاموزد عشق "عقلانی" است واز جهان بیاموزد که عشق "از خود گذشتگی" است. برای بهمن: که به جهان بیاموزد عشق "اغماض" است واز جهان بیاموزد که عشق "یگانگی" است. برای اسفند: که به جهان بیاموزد عشق "رحم وشفقت" است واز جهان بیاموزد که عشق "همه چیز" است نوشته شده توسط : مهران | شنبه پانزدهم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
نقشه چهار تا شهر برای موبایل نوشته شده توسط : مهران | جمعه چهاردهم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
دیوان حافظ برای موبایل نوشته شده توسط : مهران | پنجشنبه سیزدهم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
یه تم نوشته شده توسط : مهران | پنجشنبه سیزدهم دی 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
حالا چرا آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرس سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا درخزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر این سفر راه قیامت می روی تنها چرا نوشته شده توسط : مهران | یکشنبه هجدهم آذر 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یارشدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست
نوشته شده توسط : مهران | جمعه شانزدهم آذر 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
گفتم غم تو دارم ..... گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا زخوبرویان این کار کمتر آید گفتم که برخیالت راه نظر ببندم گفتا که شبروست او از راه دیگرآید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کوبنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن در آید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید نوشته شده توسط : مهران | جمعه شانزدهم آذر 1386 | | لينک ثابت | موضوع: |
|
|